سایر انگیزه های موجود در متن قرارداد

از دیدگاه قرارداد ها از دو راه دیگر می توان به مدیریت سود نگاه کرد تحت دیدگاه رفتار فرصت طلبانه که در آن مدیر می کوشد با توجه به مفاد قراردادهای مربوط به حقوق و پاداش، بدهی (انتشار اوراق قرضه شرکت) و هزینه های سیاسی، مطلوبیت مورد نظر خود را به حداکثر برساند. همچنین ما می توانیم مدیریت بر سود را از زاویه کارایی قراردادها(قرارداد هایی که موجب کاهش هزینه های شرکت می شوند) نگاه کنیم. به این مفهوم که هنگام تدوین قرارداد حقوق و پاداش، شرکت می داند که مفاد قرارداد موجب ایجاد انگیزه در مدیر می شود تا بر سود مدیریت (اعمال نفوذ ) نماید. وام دهندگان هم در ملحوظ داشتن نرخ بهره مورد نظر از همین دیدگاه به قرارداد نگاه می کند لذا در مورد وام های بلند مدت برای اعمال کنترل بر چنین مسئله ای مفاد قرار داد وام به گونه ای تنظیم میشود که وام دهندگان را در برار اقدامات مدیر که بهترین منافع آنان را تامین ننماید مصون می‏سازد. و در این قراردادها میکوشند پرداخت سود تضمینی را محدود کنند و اجازه ندهند که شرکت وام های دیگری را بگیرد و حقوق صاحبان سهام و سرمایه در گردش نباید از سطح مشخص پایین تر رود زیرا این اقدام می تواند سطح ایمنی وام دهندگان را کاهش دهد. سرمایه در گردش نباید از سطح پایین تر رود، زیرا این اقلام میتواند سطح ایمنی وام دهندگان را کاهش دهند.

2-6-8-2- انگیزه های سیاسی

شرکت های بسیار بزرگ معمولا در معرض دید بیشتر قرار میگیرند مانند شرکت هایی که در صنعت استراژیک یا نقت گاز فعال هستند. یا شرکت هایی که حالت انحصاری یا تقریبا انحصاری دارند، مانند شرکت های هواپیمائی و تولید برق، این شرکت ها  خواستار نوعی مدیریت بر سود هستند که کمتر انها را در معرض  دید (و زبان زد) مردم قرار دهد. این انگیزه  بیان کننده فرض مربوط  به هزینه های سیاسی (از دیدگاه تئوری اثباتی حسابداری) میباشد.

2-6-8-3- انگیزه های مالیاتی

شاید از دیدگاه مدیریت بر سود انگیزه های مالیاتی بیش از سایر عوامل موجب ایجاد انگیزه در مدیر شود به هر حال،مقامات و سازمان های مالیاتی برای محاسبه مالیات بر سود رویه های خاص خود را (از دیدگاه حسابداری) اعمال میکنند وبه شرکت ها اجازه ازادی عمل و مانور چندان زیادی نمیدهند. در نتیجه بطور کلی، از دیدگاه تصمیماتی که مدیریت بر سود اتخاذ میکند، مالیات نقش چندان مهمی ایفا نخواهد کرد.

2-6-8-4- تغییر مدیر عامل

زمان تغییر مدیر عامل انگیزه های زیادی بوجود می اید که نوعی مدیریت بر سود اعمال  شود. برای مثال اساس مفروضات طرح پاداش می توان پیش بینی کرد که چون زمان بازنشستگی مدیر عامل فرا رسد به احتمال زیادی او درصدد اجرای نوعی استراتژی براید که سود را به حد اکثر برساند و میزان پاداش خود را افزایش دهد. به همین شیوه، شرکت هایی که مدیران عامل انها  دارای عملکرد ضعیفی بودند و مانع از این شده اند که سود خالص به حد اکثر برسد ویا کوشیده اند ان را به دوره های بعد منتقل کنند از شرکت اخراج شده اند.از سوی دیگر و با توجه به نتیجه تحقیق (دی آنجلو و همکاران،1994) این مدیران عامل یک استراتژی به نام “آب از سر گذشتن” استفاده کنند ودر صدد بر ایند احتمال سود مثبت اینده را افزایش دهند. این انگیزه در مدیران عامل جدید شرکت ها وجود دارد، به  ویژه اگر انها بتوانند حذف بسیار اقلام را به حساب مدیران عامل پیشین بگذارند یا به عبارت دیگر گناه ان را به گردن انها بیندازند.

2-6-8-5- عرضه سهام برای نخستین بار

فریدلان (1994) پس از ازمون های گسترده به ابن نتیجه رسید که شرکت هایی که سهام خود را برای نخستین بار به مردم عرضه میکنند در اخرین دوره گزارش های حسابداری پیش از عرضه سهام با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری سود را افزایش داده اند، در مقایسه با اقلام تعهدی قابل مقایسه و موجود در دوره پیش.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود و بازده آتی شرکت های دارای عرضه اولیه در بازار سرمایه ایران