استقلال و کیفیت کار حسابرسی به عنوان یک طیف

محدودیت هاي رویکرد صفر و یکی به شرح پیش گفته موجب می شود که درصدد تدوین چارچوبی براي اندازه گیري کیفیت حسابرسی در قالب یک طیف، از حسابرسی بی کیفیت تا حسابرسی با کیفیت بالا برآییم. در این رویکرد باید به این سؤال پاسخ دهیم که عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی کدامند؟ به عبارت دیگر، واحدهاي تجزیه و تحلیل کیفیت حسابرسی کدامند؟ فرانسیس (2011) شش واحد تجزیه و تحلیل براي کیفیت حسابرسی را برشمرده که در ادامه توضیح داده می شود :

1-نهاده هاي حسابرسی

دو نهاده اصلی در فرآیند حسابرسی عبارتند از1- افراد تیم رسیدگی، و2- آزمونهاي حسابرسی که به منظور گردآوري شواهد انجام می شوند. کیفیت حسابرسی وقتی افزایش می یابد که کار رسیدگی به افراد شایسته محول شود. در حالی که ممکن است ما به گونه اي منطقی فرض کنیم که شایستگی حسابرسان بر اساس الزامات آموزش عمومی و گواهینامه هاي حرفه اي تعیین می شود، اما واقعیت این است که شناخت بسیار اندکی از افرادي که کار حسابرسی را انجام می دهند، در اختیار داریم. این موضوع چه اهمیتی دارد؟ همانطور که در ادبیات روانشناسی اجتماعی بحث می شود، ویژگی هاي افراد (مثل ویژگی هاي فیزیولوژیکی و شناختی) می تواند عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار دهد. جالب اینجاست که در 20 سال گذشته تحقیقات اندکی راجع به این موضوع انجام شده است.

یکی از تحولات اخیر، تجزیه و تحلیل شریک امضا کننده گزارش حسابرسی به منظور ارزیابی تأثیر ویژگی هاي وي بر کیفیت حسابرسی است. کري و سیمنت (2006) اثرات دوره تصدي حسابرسان در شرکت صاحبکار را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که کیفیت حسابرسی با افزایش دوره تصدي حسابرس در شرکت صاحبکار کاهش می یابد. نتیجه تحقیق آنها نشان می دهد که بی طرفی حسابرسان به واسطه روابط بلندمدت با یک صاحبکار کاهش می یابد. در مقابل، چن و همکاران ( 2008 ) به شواهدي در این خصوص در تایوان دست نیافتند. چن و کاي ( 2010 ) با بررسی ویژگی شرکاي تایوانی دریافتند که وقتی شریک خانم صورت هاي مالی شرکتها را بررسی می کند، کیفیت حسابرسی (که با سنجه هاي کیفیت سود اندازه گیري شده است) بالاتر است. مطالعات انجام شده در خصوص ویژگی هاي شرکا، اهمیت کسب اطلاعات راجع به افرادي که کار حسابرسی را انجام می دهند و اثراتی که ممکن است این ویژگی ها بر کیفیت حسابرسی داشته باشد، را نشان می دهد. همچنین، علی رغم اهمیت بنیادي شواهد حسابرسی(دومین نهاده در فرآیند حسابرسی) در زمینه کیفیت حسابرسی، شناخت ما از آن کافی نیست و فرصت هاي تحقیقاتی خوبی در این زمینه وجود دارد. قابلیت اتکا و مربوط بودن شواهد گردآوري شده، دو موضوع مهمی هستند که ما باید نسبت به آن شناخت کسب کنیم. براي مثال، اخذ تأییدیه حسابهاي دریافتنی یکی از آزمونهایی است که طبق استانداردهاي حسابرسی الزامی شده است. اما نتایج چند مطالعه نشان داده است که این آزمون لزوماً شواهد قابل اتکایی را براي حسابرسان فراهم نمی کند.

یکی از موضوعات مهم اما کار نشده در رابطه با شواهد حسابرسی، رابطه بین سیستم کنترل داخلی و صحت صورتهاي مالی است. بر اساس مدل ریسک حسابرسی، اگر سیستم کنترل داخلی قابل اتکا باشد و احتمال خطا در صورتهاي مالی کاهش یابد، حسابرس به شواهد کمتري از محل آزمونهاي حسابرسی نیاز دارد. با توجه به اینکه ارزیابی ریسک کنترل در قلب مدل ریسک حسابرسی قرار دارد، نبود تحقیقات کافی در این زمینه تعجب برانگیز است. به طور خلاصه، ما دانش کافی در خصوص اینکه قابلیت اتکاي سیستم کنترلی چگونه بر صحت صورت هاي مالی شرکت تأثیر می گذارد، در اختیار نداریم. ماك و رایت (1999) به این نتیجه رسیدند که ارزیابی حسابرسـان از ریسک کنترل که در کاربرگ هاي حسابرسی مستندسازي شده است، تأثیر اندکی بر آزمون هاي دیگر داشته است. در نتیجه، قبل از اینکه بخش 404 ساربنز آکسلی، ارزیابی رسمی سیستم هاي کنترلی صاحبکار را اجباري کند، حسابرسان از آزمون هاي وسیع و دقیق سیستم هاي کنترل داخلی فاصله گرفتند، زیرا نحوه تفسیر ضعف سیستم کنترل داخلی به منظور تعیین اثر آن بر صحت صورتهاي مالی صاحبکاران روشن نبود. علی رغم اجباري شدن ارزیابی رسمی سیستم هاي کنترلی صاحبکار و افزایش قابل ملاحظه حق الزحمه هاي حسابرسی، مشکل مزبور هنوز هم وجود دارد.

دلیل دیگر براي دشواري ارزیابی قابلیت اتکاي شواهد یا تعیین تأثیر آن بر صحت صورت هاي مالی، از این مسئله ناشی می شود که حسابرسان تقریباً به ندرت بــا خطاها یا تقلب هاي بــا اهمیت مواجه می شوند. به عبارت دیگر، حرفه حسابرسی پایگاه داده خوبی براي کمک به حسابرسان در اختیار ندارد تا بر اساس آن تعیین شود که اگر مجموعه خاصی از علائم از سیستم کنترلی صاحبکار مشاهده شود، آیا احتمال خطا در صورتهاي مالی با اهمیت است یا خیر. متأسفانه، ریسک طرح دعاوي حقوقی علیه حسابرسان باعث می شود که از به اشتراك گذاشتن این نوع اطلاعات اجتناب ورزند (2011,Francis).

به طور کلی، استانداردهاي حسابرسی آزمونهاي اندکی را اجباري کرده اند. در عوض، آزمونهاي حسابرسی در طول زمان و به روش موردي به منصه ظهور رسیدند و شاید بتوانیم در نظر بگیریم. به هر جهت، «بهترین رویه هاي عمل امروزي»  آزمونهاي حسابرسی به عنوان محصول فرآیند تحقیقاتی سیستماتیک نیستند یا به روش علمی اثبات ،« بهترین رویه ها»  این نشده اند. براي بهبود کیفیت شواهدي که حسابرسان بر اساس آن ها تصمیم می گیرند، نیاز به یک برنامه تحقیقاتی جدي داریم که قابلیت اتکاي ذاتی شواهد مورد استفاده در حسابرسی ها و مربوط بودن آن ها در تصمیمات نهایی حسابرسان مورد بررسی قرار گیرد. یک نکته در اینجا این است که ما درك محدودي از پیامدهاي ناشی از گردآوري شواهد حسابرسی از طریق آزمونهاي متعدد وابسته به هم داریم. به عبارت دیگر، باید به این سؤال پاسخ داده شود که در مجموع براي ارائه اظهارنظر به چقدر شواهد نیاز داریم و با توجه به مربوط و قابل اتکا بودن شواهد گردآوري شده، ریسک حسابرسی واقعی چقدر است؟

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تاثیر حاکمیت شرکتی بر حق الزحمه حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران