لرنر افراد داراي كارآيي پايين را به عنوان افرادي كه در بسياري از حوزه هاي زندگي به سختي انسجام مي يابند، توصيف مي كند. اين افراد بيش از حد منعطف آشفته[1] اند. اين افراد، تحت فشار ، داراي كفايت پايين هستند و به ديگران اجازه مي دهند كه جاي آنها را اشغال كنند و به جاي آنها تصميم گيري كنند . اين افرا د در خانواده و سركار به عنوان “افراد ضعيف و آسيب پذير، بيمار،مشكل و بي مسؤوليت” شناخته مي شوند . اين افراد داراي مشكلاتي در نشان دادن قدرت و قابليت شان به فرد صميمي شان هستند.

افراد داراي كارآيي بالا، بهترين را نه تنها براي خودشان ، بلكه براي ديگران نيز مي خواهند. اين افراد غير منعطف (خشك و ساختارمند) هستند . و در زمان هاي دشوار، سريعاً تدبير مي دهند و رها مي كنند. به نظر نمي رسد كه اين گونه افراد بتوان ند خارج از روش خودشان كاري بكنند و به ديگران اجازه مي دهند كه مشكلات شخصي شان را حل كنند . در اين روش، آنها از تفكر در مورد مشكلات شان امتناع مي كنند. افراد داراي كارا يي بالا، به طور شايعي به عنوان هميشه “معمتد” و هميشه “متكي به خود ” توصيف مي شوند . آنها در نشان دادن جزء آسيب پذير و كم كاركردشان به ويژه با افرادي كه مسأله اي با آنها دارند، مشكل دارند. فرد با عملكرد بالا، احساسات حقارت و ناشايستگي را با شيرجه رفتن جهت “نجات ” فرد داراي عملكرد پايين پنهان مي كند و اين در دراز مدت باعث مي شود تكليف فرد داراي عملكرد پايين د شوارتر شود زيرا او فرصت رشد توانمندي هاي شخصي را از دست مي دهد. برخي ممكن است فكر كنند زوجي كه يكي از آنها داراي عملكرد بالا و ديگري داراي عملكرد پايين است . بايد مكمل يكديگر باشند، ولي اين نوع رابطه تنش برانگيز است . فرد داراي عملكرد بالا ممكن است سرانجام از نجات فرد داراي عملكرد پايين خسته شود يا فرد داراي عملكرد پايين ممكن است از احساس بي كفايتي و ناقابل ديده شدن، خسته شود . براي دوام و توانمندي يك رابطه، همسران بايد تعادل مناسبي را بين آشفتگي و ساختارمندي(هرج و مرج و نظم) ايجاد كنند.

پنجمين سبك لرنر، سبك سرزنش گر است، اين فرد، كسي ست كه از همه چيز مي رنجد و در زمان هاي فشار، با احساسات شديد هيجاني پاسخ مي گويد. سرزنش گران اغلب در طبقه خشك درگير، يك نوع بدون تعادل سيستم خانواده، جاي م ي گيرند. سرزنش گران انرژي زيادي صرف تلاش براي تغيير ديگران، مي كنند. آنها خودشان را درگير چرخه هاي مكرر جنگ مي كنند كه ممكن است تنش را كم كند، اما الگوهاي كهنه را زنده نگه مي دارد. سرزنش گران، ديگران را مسؤول احساسات شان مي دانند و ديگران، و نه خودشان را به عنوان مشكل مي بينند.

لرنر معتقد است كه در جامعه آمريكا زنان در زمينه كارهاي منزل، تربيت كودك و احساسات، براي كارآيي بالا تشويق مي شوند. در زمينه هاي ديگر، براي ارتباط خواهي و كارآيي پايين اجتماعي مي شوند. از طرف ديگر مردان، به عنوان افراد كناره گير و داراي كارآيي بالا، اجتماعي مي شوند. هر دو جنس در سرزنش ديگران، خوب عمل مي كنند.  اما لرنر معتقد است كه زنان امروزه اين كار را  نسبت به مردان خود آگاهانه تر انجام مي دهند، زيرا هنوز احساس مي كنند كه قدرت كمتري در جامعه دارند و از مقام زير دست قرار گرفتن، آزرده خاطرند.

همه 5 شيوه مديريت خشم گاه گاهي مي توانند مفيد باشند، اما مشكلات، هنگامي كه يك سبك غالب مي شود، اتفاق مي افتند . مهم است كه نوعي تعادل بين ارتباط خواهي و كناره گيري، عملكرد بالا و عملكرد پايين و سرزنش گري پيدا كنيم.

سبك هاي متفاوت ، زماني كه افراد تحت فشارند ، بيشتر خودشان را نشان مي دهند. هر چه اضطراب ارتباط خواهان افزايش مي يابد، تمايل به جستج وي صميميت و نزديكي بيشتر مي شود، “كناره گيران”، نيز براي كسب فضاي هيجاني بازتر، بيشتر كناره گيري مي كنند . همه زوج ها نيازمند يافتن تعادل ساده اي بين با هم بودن و جدايي هستند.

هنگامي كه كارها خوب پيش نرود، اكثر افراد تمايل به سرزنش ديگران دارند، اما برخي افراد از روي عادت در مقابله با مشكلات ، از قبول مسؤوليت خودشان امتناع مي ورزند ، سرزنش گران انرژي زيادي را صرف تغيير ديگران مي كنند. در قسمت بعدي به علل ايجاد تعارض نظري خواهيم انداخت و پس از آن سبك ها و رويكردهاي حل تعارض را مورد بحث قرار خواهيم داد و در آخر نيز به يك شيوه ساختار يافته براي حل تعارض اشاره خواهيم كرد.

2-2-6 فرايندها و مسايل ايجاد كننده تعارض

مطالعات مربوط به رفتار انساني نشان مي دهد كه تعارض جزيي گريز ناپذير از ر وابط انساني ست. مطالعات همچنين نشان مي دهند كه تعارض، بيشتر در مورد تفاوت هاي تصوري است تا تفاوت هاي واقعي . به عبارت ديگر، همسران موانعي را بر سر ارضاي نيازهاي شان پيش بيني مي كنند كه ممكن است واقعي نباشند.

پس هميشه و در زندگي همه همسران عواملي وجود دارد كه باعث ايجاد اختلاف و تعارض مي شود. ممكن است بسياري از افراد فرض كنند كه تازه عروس و دامادها به ندرت مشاجره و دعوا مي كنند، ولي مطالعات نشان مي دهند كه آنها نيز داراي مشاجراتي با يكديگر هستند . يك مطالعه دريافت كه حدود40%  از 530 عروس و داماد شركت كننده حد اقل يك “مشاجره[2]” در هفته و حدود 70% حداقل يك مشاجره در ماه دارند (آروند و پاوكر،1987) .

“مشاجرات” از چند دقيقه تا روزها به طول مي انجامند، مشاجر هي تقريباً دو سوم (63%) از تازه عروس و دامادها، چند دقيقه و مشاجره ي يك سوم ديگر (33%) چند ساعت طول مي كشد، و تنها 4% عنوان كرده اند كه مشاجره آنها روزها به طول مي انجامد. ميان آنها، سبك هاي حل مسأله براي “تعارض هاي بزرگ[3]” به طور قابل ملاحظه اي متفاوت بود . سه رويكرد اصلي عبارت بودند از بحث آرام در مورد مسائل[4] (59%)، خاموشی و سکوت[5] (41%) ، داد و فریاد[6]، (47%). منابع تعارض با گذشت زمان تغيير مي کنند. ادوارد بدر[7] و همكارانش داده هايي درباره ، تعارض هاي زوج ها در طول يك دوره 5 ساله جمع آوري كرده اند (بدر، ريدل[8] و سينكلر[9]، 1981).

پژوهشگران، درست قبل از ازدواج با زوج ها مصاحبه نمودند و 6 ماه، 1 سال و 5 سال بعد از ازدواج نيز مجدداً با آنها مصاحبه كردند . قبل از ازدواج، شغل مردان و مسايل اختصاص زمان و توجه )مراقبت و محبت (به ترتيب مهم ترين مسايل ايجاد كننده تعارض بودند. 6 ماه بعد از ازدواج، كارهاي خانه ، به عنوان اولين منبع تعارض ، چگونگي دخل و خرج پول دومين منبع و زمان و توجه سومين منبع تعارض شناخته شدند. در پايان اولين سال ازدواج، كارهاي خانه ، زمان و توجه و دخل و خرج پول به ترتيب مهم ترين منابع تعارض بودند . در پايان پنجمين سال، كارهاي خانه و زمان و توجه به عنوان اولين منبع شناخته شدند، اما مسايل جنسي از سيزدهمين رتبه به رتبه سوم ارتقا يافته بود . پژوهش گران نتيجه گرفتند كه تكاليف اصلي زندگي با يكديگر و چگونگي تقسيم كارهاي خانه، چگونگي گذراندن وقت و توجه دهي به يكديگر، چگونگي دخل و خرج پول و مسايل وابسته، بيشترين تعارض را براي زوج ها ايجاد مي كنند (اولسون و اولسون، 2000).

همسران، هر كدام روش هاي يگانه اي براي مقابله با تعارض دارند . اهتمام براي درك سبك و انگيزه هاي همسران ، به علاوه سبك و انگيزه هاي همسرتان، به آنها در حل تعارض هاي ارتباطي به طور مؤثرتر كمك خواهد كرد. تعارض هاي ارتباطي مي تواند يك كشمكش شديد يا يك رقابت خصمانه باشد . گاهي اوقات به واسطه نياز يك يا هر دو همسر جهت اثبات عقايد، راست گويي و نمايش نگرش برتر يا آرزوي آزار ديگري برانگيخته مي شود.

[1] – Chaotic

[2] – Fight

[3] – Big Conflict

[4] – Discussing things calmly

[5] – Suffering Silently

[6]– Screaming

[7]– Edward Bader

[8]– Riddle

[9]– Sinclair

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج