ویژگی­های رهبری تحول­آفرین

-قدرت ارجاعی:پایگاه قدرت رهبران تحول­آفرین قدرت شخصی ازنوع ارجاعی است.قدرت ارجاعی ناشی ازارجاع ونسبت دادن برخی ویژگی­های شخصیتی به رهبریامدیرازطرف کارکنانش است (زالی،2005).

-انگیزش الهام­بخش:رهبری تحول­­آفرین پیروان خودرابه سمت مقصدوهدف معین وواضحی هدایت می­کندوپیروان درفلسفه رهبری سهیم می­شوندورهبرالهام­بخش باتعیین اهداف مطلوب وتأمین وسایل رسیدن به آن­هاموجب می­شودکه پیروان احساس قدرت بیشتری ­کنند.ضمن اینکه این اهداف رشد و تعالی پیروان رادربردارد.ازنظریوکل عامل اصلی درالهام­بخشی طلب اعتمادوایجاداطمینان برای پیروان است(باس،1985).

-تحرک ذهنی:رهبران تحول­آفرین ازنظرفکری وذهنی کارکنان خودراتحریک می­کنند.بنابراین آن­ها سبب می­شوندکه کارکنان به مسائل باچارچوب­دهی مجددبنگرندوبرای حل آن­هاراه­حل­هایی عقلایی به کارگیرندلذاازاین جهت رهبران تحول­آفرین باعث افزایش خلاقیت ونوآوری وحل دقیق مسائل می­گردند(زالی،2005).دراین راستارهبران تحول­آفرین درحل مسائل دیگران باایجادآگاهی در موردمشکلات وتحریک باورهای دیگران درخلق راه­حل­های باکیفیت بالاسودمندعمل می­کنند.

-توجه به تفاوتهای فردی:رهبران تحول­آفرین به تفاوت­های فردی توجه می­کنند.این نوع رهبران با تک­تک کارکنان خودارتباط برقرارمی­کنندواقدام به هدایت وسرپرستی وراهنمایی آن­هامی­کنند (باس[1]،1985).آوولیوازآن به ملاحظات ویژه تعبیرمی­کندومی­گوید:ملاحظات ویژه دردرجه نگرانی و علاقه­مندی رهبربه رفع نیازهای تک­تک زیردستان مخصوصانیازهای رشدی ومتعالی انعکاس دارد (آوولیو[2]،2004).

-ایجادتغییرات بنیادی:رهبران تحول­آفرین سروروآقای تغییرهستند.لذادرجامعه یاسازمان منشاء یا مبداء تحولات وتغییرات اساسی­اند.رهبران تحول­آفرین به وضع موجودراضی نیستندوهمیشه به دنبال ایجادتغییرات مطلوب برای رسیدن به اهداف غایی هستند(زالی،2005).

 

 

2-1-3-4- عوامل یاابعادرهبری تحول­آفرین

رهبری تحول­آفرین برطبق مدل برناردباس ،براساس چهارعامل نفوذآرمانی (شامل ویژگی­های آرمانی ورفتارهای آرمانی)،ترغیب ذهنی(تحریک فرهیختگی)انگیزش الهام­بخش وملاحظات فردی(حمایتهای توسعه­گرا)تحقق می­یابددرادامه به تشریح هریک ازعوامل اشاره شده پرداخته می­شود.

نفوذآرمانی[3]:درادبیات رهبری،نخستین بعدرهبری تحولگرارانفوذآرمانی ویا بنا به نظر بعضی از نویسندگان کاریزماویارهبری کاریزماتیک تشکیل می­دهد.مهمترین مطالعات سازمانی دررابطه با کاریزماتیک رابه این صورت بیان می­کند:داشتن اعتمادبه نفس بالا،احساس نیازکردن به یک تأثیرگذاری بالا،مقتدربودن وتوان اقناع نمودن پیروان به شکلی قوی درمورداینکه باورهای خودش به لحاظ اخلاقی درست است.ازنظربس رهبران کاریزماتیک برای برآمدن ازپس عوامل سخت ومشکل به پیروان خود احساس غرور و اعتماد تزریق می­کنند (امیرکبیری،1390).نفوذآرمانی رهبردرواقع سرافرازی، فرهمندی، احترام ووفاداری بی­چون وچرای پیروی ازرهبری است که حس آرمانی راانتقال می­دهدونفوذآرمانی باعث می­شودکه رهبران به عنوان مدل­هایی ازنقش والگوی رفتاربرای پیروان باشند (موغلی،1383). عامل اول کاریزمابودن یانفوذآرمانی راشرح می­دهدکه به عنوان مدل­هایی قوی برای پیروان عمل می­کنند پیروان توسط این رهبران شناخته می­شوندومی­خواهندباآن­هارقابت کنند.این رهبران معمولا استانداردهای رفتار اخلاقی ومعنوی بالایی دارندو کارهای درست انجام می­دهند. آنها عمیقا مورداحترام پیروان هستند و قابل اعتمادمی­باشند.آن­ها به پیروان بینش وحس مأموریت می­دهند. در اصل عامل کاریزمایانفوذآرمانی افرادخاصی را توصیف می­کند که دیگران را به پیروی از چشم­اندازهایشان ترغیب می­نمایند. چنانچه رهبری تحول­آفرین باشد کاریزما یا نفوذآرمانی آن بینش­ساز و مطمئن بوده و استانداردهای بالایی برای رقابت ایجادمی­کند (باس،1999).

[1].Bass

[2].Avolio

[3].Idealized Influence

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه رهبری تحول­آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز