مفهوم عرصه عمومي

عرصه عمومي در لايه هاي مختلفي تحقق مي يابد، در عين حال که در شهر نيز در فضاهاي مشخصي عينيت مي يابد. در رويکرد فيزيکي به طراحي شهري از آن تحت عنوان فضاهاي عمومي نام برده شده است و تجلي عيني آن در خيابان، ميدان و پارک ديده مي شود. فارغ از تفاوت هاي موجود مميان دو ديدگاه بالا، اهميت مفهوم و تفکر گستره عرصه عمومي در هر دو ديدگاه فوق، به دليل نقشي است که در توسعه جامعه مردم سالار بازي مي کند؛ جايي که افراد و گروه هاي مختلف مي توانند در اجراي قوانين خود گزيده، مشارکت جويند.

2-2-3-2- مفهوم عرصه ميان فردي

عرصه ميان فردي، عرصه اي است که در آن ارتباطات اجتماعي به صورت رودررو و در فضاي رويارويي اجتماعي صورت مي گيرد.زوکين فرهنگ عامه را هويتي مي داند که در سطح خرد و به شيوه اي اجتماعي بنياد يافته، و حاصل رويارويي هاي اجتماعي زيادي است که به زندگي روزانه ما در خيابان ها، مغازه ها و پارک ها يا همان فضاهايي که زندگي عمومي خود را در شهر ها تجربه مي کنيم، شکل مي دهد. شيوه هاي مختلف استفاده از اين فضاها، سرمايه گذاري در آنها به جهت اميال شخصي و مطالبه آنها به عنوان دارايي هايمان، فرهنگ عمومي دائماً در حال تغييري را مي سازد.[1]

از آن جا که جوهره فضاي ميان فردي را روابط رودررو شکل مي دهد، گافمن دو نوع ارتباط رودررو  را شناسايي مي کند، نخست بيان شفاهي که به معني فرآيند انتقال اطلاعات از طريق نمادهاي شفاهي- کلامي يا جايگزين آن است و نوع محدودي از ارتباط را در بر مي گيرد؛ و نوع دوم را بيان خاموش مي نامند که طيف وسيعي از کنش ها را به منظور برقراري ارتباط به جاي انتقال مستقيم اطلاعات در بر مي گيرد.

2-2-4-رفتار اجتماعی ساکنان در مجموعه های مسکونی

اکثریت کسانی که خود را کارشناس می دانند معمولاًتوجه خود را بر یک تز اصلی متمرکز کرده اند:اینکه طراحی فرم ساخته شده تعیین کننده رفتار ساکنان است. بررسیهایی هم برای پشتیبانی از این ادعا صورت گرفته تا نشان بدهند بین جنبه های مختلف طرح، مثلاً تعداد طبقات،تراکم،شیوه های دسترسی،مقیاس توسعه،و نسبت فضاهای بیرونی عمومی و خصوصی همبستگی وجود دارد. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که با افزایش این جنبه های طرح،میزان بروز رفتار ضد اجتماعی در مسکن عمومی افزایش می یابد. پس برای جبران این وضع پیشنهاد می شود که طراح مسکن عمومی باید از طرح های بلندمرتبه و پرتراکم حذر کند و به جاذبه های مطبوع خانه های ویلایی حومه ها روی آورد. همین پژوهشگران ادعا می کنند که یک ساختمان معمولی خانه های ویلایی در مقایسه با همتایش در آپارتمان ساختمان بلند دولتی یک شهروند نمونه مطیع قانون و مسئول از نظر اجتماعی است. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ آیا شیئی بی جان مثل یک ساختمان قدرت آن را دارد که خانواده ای مطیع قانون را به مشتی تبهکار تبدیل کند؟

2-2-4-1- فضای اجتماعی- کالبدی در مسکن اجتماعی

فضای اجتماعی و کالبدی، مکان و زمینه مناسب سازگاری فرد با اجتماع پیرامون را فراهم می سازد. محیط اجتماعی- کالبدی، در واقع مدخل ورود به فضای جامعه است. از این رو، باید ماهیت فضای مسکونی همراه با فطرت انسان، ویژگی زیستی- کالبدی وی سازگاری و همخوانی داشته باشد. افزون بر این، فضای مسکونی باید تامین کننده و برآورنده نیازهای سکونتی، بهداشتی،ایمنی، روانی و اجتماعی فرد باشد. فضای اجتماعی – کالبدی نامناسب و ناسازگار، مانند مسکن نامناسب، بر شرایط روانی فرد تاثیر نامطلوب می گذارد. مسکن مناسب باید امنیت خاطر،استقلال،احساس تعلق و پیوستگی با طبیعت، تمایل به ابزار وجود، نیاز به زیبایی،چشم اندازهای دلپذیر،را در انسان محافظت و مراقبت کند، و فضای اجتماعی-کالبدی متناسب با ماهیت ذهنی- اجتماعی انسان برانگیزد و القاء کند. رشد تدریجی کودک در تمام مراحل شکل گیری شخصیت وی تاثیر می گذارد. از این رو،تامین و دستیابی به فضاهای مورد نیاز فرد در مجموعه ای بنام مسکن، باید دقیقاً و با توجه به تمام امکانات در نظر گرفته شود.

 

 

1.zukin,1995:11

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی