كودك آزاري ناشي از نظام غلط آموزشي

بدرفتاري آموزشي رايج ترين نوع كودك آزاري مي باشد ماده  28 پيمان نامه حقوق كودك مقرر  مي دارد: « دولت هاي عضو، همه اقدام هاي مناسب را براي تضمين اين كه اداره امور انضباطي در مدارس مطابق با شأن انساني كودك و بر طبق پيمان نامه حاضر باشد، معمول خواهند داشت.» بدرفتاري تحصيلي شامل رفتارهايي است كه به طور غيرمستقيم در محيط مدرسه توسط مديران آنان (مدير، معلم) انجام مي گيرد و موجب آسيب رسيدن به سلامت جسمي، رواني و ذهني كودك مي گردد، يا شامل آسيب هايي است كه به صورت غيرمستقيم از طريق آموزش و پرورش در جامعه به كودكان وارد مي شود.[1]

در حال حاضر شرايط زندگي ايجاب مي كند كه زنان و مردان هم دوش يكديگر كار و فعاليت كنند و در نتيجه مجال كمتري براي نگهداري، مراقبت و آموزش كودكان در خانه وجود دارد و كودكان فر آيند آموزشي را در سن 3 يا 4 سالگي آغاز مي كنند، در نتيجه مدرسه تبديل به عامل اصلي جامعه پذيري شده و مجراي اصلي كه از طريق آن اجتماع و تأثير رفتارهاي بزرگسالان وارد زندگي نوجوانان مي شود.[2]

بدرفتاري آموزشي و همچنين فرهنگ آموزشي رايج در مدارس كه در بزه ديدگي اطفال مؤثر است، مي تواند اشكال مختلفي به شرح ذيل داشته باشد.

الف) تنبيه

تنبيه در مدارس پسرانه از شيوه هاي مرسوم مي باشد، اگر چه طي بخشنامه هايي مبني بر ممنوعيت تنبيه در مدارس هر سال به مدارس ارسال مي كنند ولي فقط تدوين قوانين كافي نبوده، بلكه نظارت بر اجراي قوانين ضروري است. [3]

ب) ايجاد ترس و اضطراب

ايجاد ترس و اضطراب از مواردي است كه بيشتر دانش آموزان خصوصاً پيش دبستاني و كلاس اول از اين موضوع وحشت دارند به طوري كه دوست ندارند به مدرسه بروند به خصوص هنگام امتحانات آن چنان اضطراب دارند كه دوست ندارند محبور به مراجعه به مشاوره براي روانشناسي شوند.

پ)نحوه برخورد معلمان

نحوه برخورد معلمان از يك طرف و برخورد والدين با كودكان از سوي ديگر باعث مي شود[4] كه كودك دچار مشكلات روحي ورواني گرديده و بر ميزان بزهكاري آن ها اضافه كند به طوري كه از مدرسه و نظام آموزشي فاصله گرفته و هيچ علاقه اي به ادامه تحصيل نداشته باشد و منحرف شده و زمينه براي كار خلاف و جرم هموار گردد.

ث) هزينه هاي آموزشي

با توجه به بالا بودن هزينه هاي آموزشي، خانواده هاي كم در آمد نمي توانند مخارج آموزشي را پرداخت نمايند، لذا آن را بهترين دليل براي ترك تحصيل فرزندان مي دانند. بنابراين شكل ياد شده از فرهنگ آموزش بيشتر مربوط به خانواده هاي متوسط و كم درآمد مي باشد به طوري كه فرزندان اين خانواده ها خود را با فرزندان خانواده هاي پردرآمد مقايسه مي كنند و وضعيت بدمالي را يك ضعف براي خود دانسته و ترك تحصيل را بهترين راه براي خود مي دانند.[5]

[1] – نقدي نژاد، مجتبي، پيشگيري از بزه ديدگي اطفال، ص 35

[2] – معظمي ، شهلا، بزهكاري كودكان و نوجوانان ،تهران،  انتشارات دادگستر،چاپ ششم، 1391 ، ص 239

[3] – نقدي نژاد، مجتبي، پيشگيري از بزه ديدگي اطفال ، ص 35

[4] – نقدي نژاد، مجتبي، همان ، ص 36

[5] – نقدي نژاد، مجتبي، پيشگيري از بزه ديدگي اطفال ، ص 36

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

كودك آزاري در نظام كيفري ايران