اهداف ارزیابی عملکرد سازمانی

شیخ زاده به نقل از مطالعه ی که فارمر(2004) از 147 سازمان خصوصی و دولتی در انگلستان به عمل آورده موارد مندرج در جدول(2-6)را بعنوان اهداف بکارگیری ارزیابی عملکرد معرفی نموده است (بخش سمت راست جدول).

به طور کلی، می توان اهداف ارزیابی عملکرد را در سه مورد ذیل خلاصه نمود:

  • تقویت حس برنامه ریزی، پاسخ گویی، مشارکت و شفافیت عملکردها
  • شناسایی نقاط قوت و ضعف عملکردها
  • تکامل، تعالی وبهبود مستمر عملکرد

ودر مجموع می توان هدف نهایی ارزیابی عملکرد را بهبود اثربخشی سازمانی دانست (شیخ زاده;1388).

 

جدول 2- 5): اهداف ارزیابی عملکرد سازمان(شیخ زاده;1388)

دیدگاه فارمر دیدگاه سایر محقق
 

·         امکان مدیریت عملیات وکنترل اثربخشی وکارایی

·         توسعه ی مدیریت علمی در سازمان

·         نشان دادن ارزش کسب شده

·         تسهیل ارتباط ومدیریت اثربخش ذینفعان

·         هم راستاسازی عملیات با راهبرد

·         بهبود مستمر کیفیت

·         پشتیبانی از پاسخگویی عمومی

·         تضمین انطباق با معیارهای شغلی

·         ایجاد انگیزش وجبران خدمات کارکنان

 

·         توسعه ی فرآیند هدف گذاری صحیح در سازمان

·         تقویت فرآیند بهبود دائمی در سازمان

·         استفاده بهینه از منابع

·         ارتقای توان سازمان در نیل به اهداف

·         تصمیم گیری دقیق تر مسئولین

·         مشخص شدن نقاط قوت وضعف عملکردها

·         افزایش مشارکت جامعه با سازمان به واسطه ی آگاهی از عملکرد

·         نهادینه شدن پذیرش تغییر

·         تحول وتعالی سازمان

 

 

2-2-11) عملکرد شرکت ها از  دیدگاه های مختلف

می توان عملکرد سازمانی را براساس دیدگاه های مختلف زیر مورد بررسی قرار داد:

1.عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری، 2.عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای عوامل و 3.عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای مالی.

2-2-11-1) عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری

مشتریان در تمامی بازارهای محصولات رقابتی، ناگزیر از انتخاب در برخی امورند.آنان می توانند برای برآوردن نیازهای خود، از میان پیشنهادهای مختلف کالاها و خدمات به بهترین آنها بپردازند.بنابراین مدیران شرکتی که در بازار محصول خاصی به رقابت می پردازند، برای جذب مشتری با توسعه ارزش ویژه ای در بخشی از بازار، فروش سودآور خواهند داشت.ارزش پیشنهادی مربوط به ترکیب محصول وخدماتی است که شرکت بصورت قیمت، شکل ظاهری محصول، کیفیت، قابلیت دسترسی، تجربه خرید و خدمات و ضمانت پس از فروش به مشتریان خود عرضه می نماید.مشتریان و مشتریان بالقوه باید فکر کنند که ارزش پیشنهادی کسب وکار، عملکرد بهتری دارد وگرنه خرید از رقبا را انتخاب خواهند کرد.مدیران برای اطمینان از جریان کافی عواید از اینکه (1) محصولات و خدمات شرکت نیازها و انتظارات مشتریان را برآورده می سازد، (2) ارزش پیشنهادی از سایر رقبا متمایز است و (3) میزان عواید، از هزینه خلق ارائه ارزش پیشنهادی فراتر می باشد، اطمینان حاصل نمایند.مدیران ارزش پیشنهادی خود را با تمرکز برمعیارهای اصلی ارزش مشتری بررسی می کنند.معیارهای ارزش مشتری ممکن است مالی یا غیرمالی باشد.برخی از معیارهای متداول موجود در این زمینه عبارتند از:

 

معیارهای مالی

  • درآمد یا رشد درآمد : این معیار نشان دهنده تمایل بیشتر به خرید کالاها یا خدمات شرکت است.
  • حاشیه سود ناخالص : درآمد حاصل از فروش منهای هزینه های مستقیم و غیرمستقیم تولید کالاها یا خدمات مذکور، نشان دهنده تمایل مشتریان به پرداخت قیمت های مناسب به ازای ارزش محصولات و خدمات شرکت می باشد.
  • هزینه ضمانت و یا بازگشت محصول : معیارهای مذکور دیدی از کیفیت محصول و میزان تأمین انتظارات مشتری از شکل ظاهری و ویژگیهای محصول ارائه می دهند.

معیارهای غیرمالی

  • سهم بازار یا رشد بازار : سهم بازار، معیار پذیرش پیشنهادهای رقابتی در بازار توسط مشتری است.سه بازار با تقسیم فروش شرکت (درآمد) به فروش کل رقبا محاسبه می گردد.
  • رضایت مشتری : این معیار، برداشت مشتری از ارزش و میزان تأمین انتظارات از محصولات یاخدمات را منعکس می سازد.این اطلاعات معمولاٌ با پیمایش تلفنی یا پستی، پس از فروش محصول یا ارائه خدمات جمع آوری می گردد.
  • معرفی محصول به دیگران : این معیار بیانگر وفاداری مشتری است (سایمونز;1385).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر هوش تجاری بر عملکرد بازرگانی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری استان گیلان