دومین سطح دانش را اطلاعات تشکیل می­دهد. این سطح، داده های کمی خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده­اند تا بتوانند معنی­دار شوند. این داده­ها هم، دانش را نشان نمی دهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات هستند، اطلاعاتی که مدیر می تواند به کار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی را انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه می­کند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده های خام مکشوف می­گردد. ولی نظریه پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش. اگرچه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می کند.

  • سطح ظرافت: اطلاعات غالباً به موقعیتها، شرایط، فرآیندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرنده­ی سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می­کند. ورای موقعیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کم ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمی کند. ولی دانش، کاملاً انتزاعی است و به گونه ای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع تری داشته باشد.
  • زمينه: اطلاعات معادل داده ها در متن است. زمینه ممکن است محصول، مشتری یا فرآیند کسب وکار باشد و شکل اولیه داده­ها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید می­کند. مدیر نتایج معناداری را در خصوص معاملات با بررسی و بازبینی داده ها استخراج می­کند. برای اینکه داده مفید واقع شود، باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.
  • دامنه: دامنه اطلاعات کلاً محدود به زمینه ای است که در آن ایجاد می­شود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش، مطالبی ارائه می­دهد، دانش در این خصوص فراتر عمل می کند و در موقعیت های گوناگون کاربرد دارد.
  • به هنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید، اخذ شود، اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود، به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردین، به احتمال زیاد، متفاوت خواهد بود زیرا داده های تشکیل دهنده ی آنها تغییر پیدا کرده است. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده، می تواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود (Rading, 2005).

دانش به واسطه نزدیکی به تصمیم ها و اقدامات سازمانی به مراتب بیش از داده ها و اطلاعات می تواند باعث بهبود عملکرد شده و در نتیجه کیفیت خدمات سازمانها را به طور عام و سازمانهای دولتی را به طور خاص بهبود ببخشد. در شكل(2-1) توالی اثر اطلاعات و دانش بر تصميم گيري آمده است.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

ارزیابی جایگاه استراتژیک مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور و آزاد لارستان