آمادگی الکترونيکی

آمادگی الکترونيکی يک شاخص ارزشمند برای توانايی استفاده از فناوری های پيشرفته است و با توجه به اهداف محققان به چند روش تعريف شده است (كئودان ساين و گودوين[1]، 2009: 37). بروتيز و پولی من كاو[2] (2004) نيز آمادگی الکترونيکی را آمادگی كالبدی و فکری يک سازمان برای تجارب و فعاليت های يادگيری الکترونيکی معرفی كرده اند. آمادگی مدرسه، توانايی يک مدرسه و هم چنين توانايی های اشخاص درون مدرسه است كه سبب اجرای تغيير در مدرسه می گردد. آمادگی مدارس نيز خود به تجارب مدرسه و معلمان، يک فرهنگ يا نظام قانونی رفتاری معيار كه نوآوری را تسهيل سازد، زيرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، توانايی حل كردن به موقع مسائل فناوری، به منظور استقرار نوآوری در تعليم و تربيت، مربوط می شود. آمادگی مدرسه برای استقرار مدارس هوشمند نيز عبارت است از: سطح آمادگی فکری معلمان و آمادگی فيزيکی مدارس برای پذيرش و كاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعاليت های ياددهی و يادگيری (شوم و فاکس[3]، 2004: 28).

در زمينه سنجش و ارزيابی آمادگی الکترونيکی سازمان ها به منظور امکان سنجی استقرار آموزش الکترونيکی، الگوها و مدل های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است كه از جملۀ آنها می توان سای كاريس[4]،2011: 106) را نام برد. هر يک از مدل های مذكور، ارزيابی برخی از عوامل را در برقراری دوره های آموزش الکترونيکی و به تبع آن مدرسۀ هوشمند، مورد توجه قرار داده اند. عوامل مشتركی كه در بيشتر الگوها به نحوی مورد بررسی قرار گرفته، عبارت است از: نگرش، فرهنگ سازمانی، منابع مالی، تجهيزات و زيرساخت ها و سواد رايانه ای که در زیر به هر یک از این موارد اشاره ای کوتاه می کنیم.

نگرش: آيدين و تاسکی (2005)، چان و ناگی[5] (2007)، نگرش كاربران و منابع انسانی را دو عامل مهم و تأثيرگذار بر استفاده از فناوری می دانند. آمادگی نگرش می تواند اطمينان، لذت و خوشايندی، اهميت، انگيزش و … را شامل شود. بدون توجه به نگرش و استقبال افراد از فاوا، توسعۀ آن امکانپذير نيست. در كنار توسعۀ زيرساختها، تجهيزات و ارائۀ آموزشهای لازم، تلاش برای تقويت نگرش مثبت در مورد فناوری ضروری است (موتيارادوی، 2009: 81). استفاده از فناوري از آنجا كه به بينش فراگيرمحور در ياددهی و يادگيري مربوط مي شود، ممکن است توسط دانشجو- معلماني كه اين ديدگاه را نمي پذيرند مورد استقبال قرار نگيرد. اين وضعيت تا زماني كه تجارب استفاده از فناوري، معلمان را به اصلاح و بهبود موقعيتشان هدايت نکند، تغيير نخواهد كرد (اسکري مشاو، 2004: 47). موفقيت و اثربخشی استفاده از فناوری در تدريس تا حد زيادی بستگی به پذيرش و نگرش معلمان نسبت به فناوری دارد (الّزيديين و همکاران[6]، 2010: 35).

فرهنگ مدرسه: تحقق يافتن نوآوری، نياز به حاكميت فرهنگ مساعد تغيير در مدرسه دارد و مدير مهم ترين نقش را در ايجاد چنين فرهنگی ايفا می كند. از اين رو نظام آموزش و پرورش بايد با حساسيتی بيشتر با موضوعِ فراهم ساختن زمينۀ ذهنی مساعد برای مديران و تبديل كردن آنان به نيروهای مؤثر و ياری دهندۀ جريان تغيير برخورد نمايد (مهر محمدی، 1383: 83).

پورنومو و لی[7] (2009) در پژوهش خود فرهنگ سازمانی را از موانع اصلی اجرای برنامه های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات دانستند. از نظر آنان فناوری اطلاعات باعث ايجاد تغييرات در ساختار تشکيلاتی سازمان شده و ساختار قدرت و سلسله مراتب را تغيير می دهد و مشاغل و ساختار جديد ايجاد می كند. طبق مدل دنيسون سازمان های اثربخش بر محور تيم های كاری 28 تشکيل می شوند و به توسعۀ قابليت های منابع انسانی و افزايش تعهد بين كاركنان سازمان اهميت می دهند. كارمندان نقش خود را در تصميم گيری مؤثر می دانند و كار آن ها مستقيماً در ارتباط با اهداف سازمان می باشد. اين بعد از فرهنگ سازمانی را می توان وجود فضای دموكراسی در مدرسه و ارتباط بين مدير، معلمان و دانش آموزان دانست كه تعهد اين افراد را نسبت به مدرسه و تصميم گيری های آن افزايش می دهد. در مدارس هوشمند مشاركت بين اعضای مدرسه از اهميت بسزايی برخوردار است تا بتوانند در جهت بهبود بخشيدن به شرايط، منابع و دسترسی به اهداف تلاش كنند. در مدارس مناسب اين عصر، ارتباط مشاركتی بين مدير، معلم و دانش آموز الزامی است. فضای مدرسه نيز بايد در جهت تقويت تفکر انتقادی و مشاركتی حركت كند. آموزش و پرورشی موفق است كه تصور روشنی از اهداف سازمانی و اهداف استراتژيک تعريف نمايد، چشم انداز سازمانی را به روشنی برای مدارس ترسيم كند و در راستای آن استراتژی، ساختار، فرهنگ و رفتار خود را تغيير دهد (رحيمی نيا و عليزاده، 1388: 93).

سواد رايانه ای: در يافته هاي برخی تحقيقات نشان داده شده كه عواملي مانند مهارت هاي كامپيوتري، ويژگي هاي شخصيتي، سطح توانايي در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، پشتيباني هاي نهادي و ديگر عوامل مي توانند بر آمادگي معلمان و ساير ذینفعان يادگيري آن لاين تأثيرگذار باشند (كو[8]، 2008: 269). سواد رايانه ای شامل مهارت های پايه ای كار با كامپيوتر (مانند استفاده از كيبورد، كار با ماوس، ايجاد، ويرايش و ذخيرۀ فايل ها، ايجاد فولدرها)، ارائه با استفاده از برنامه های كامپيوتری مختلف مانند پاورپويينت، نصب نرم افزار، استفاده از اينترنت، ايجاد، دريافت و فرستادن ايميل، توانايی در رفع مشکلات استفاده از رايانه می شود كه آمادگی در اين حيطه برای شركت در دوره های آموزش الکترونيکی ضروری است (موتيارادوی[9]، 2009: 69).

منابع مالی: اين بعد به بودجه و سرمايه گذاری سازمان برای آموزش الکترونيکی بر می گردد (لوپز، 2007: 37 ) عباس و همکاران (2004: 60)، آمادگی مالی را اين طور تعريف كرده اند:

«آمادگی كارآموز/ فراگير و آمادگی سازمانی در صرف هزينه و سرمايه گذاری برای توسعه و يا كسب آموزش الکترونيکی».

[1] – Keoduangsine & Goodwin

[2] – Borotis & Poulymenakou

[3] – Shum & Fox

[4] – Psycharis

[5] – Chan & Ngai

[6] – Al-Zaidiyeen et al.

[7] – Purnomo & Lee

[8]Koo

[9] Mutiaradevi

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تأثیر تکنولوژی مدارس هوشمند بر توانمندسازی دانش آموزان شهر تهران                             (‌مطالعه موردی آموزش و پرورش منطقه 6 تهران