اقسام نکاح

نکاح به دو دسته دائم و منقطع تقسیم می شود که در ذیل مورد بررسی قرار می گیرد.

بند اول:نکاح دائم

در ازدواج دائم پايان رابطه زوجيت مشخص نمي‌شود امّا در ازدواج موقت  پايان آن معلوم شده است.به عبارت دیگر ازدواج دائم برای همیشه منعقد می شود ولی نکاح منقطع برای مدت معینی منعقد می گردد.

ازدواج دائم حقوق وتكاليفي را براي زن ومرد ايجاد مي‌كند امّا در ازدواج موقت،تمامي حقوق وتكاليف توافقي است كه در حين عقد مي‌توانند به‌عنوان شرط ضمن عقد مقرر نمايند، جز مهر كه در هر دو نوع ازدواج بر شوهر واجب مي‌شود.

بند دوم:نکاح منقطع

در ارتباط با ازدواج، اين پرسش مطرح است که« ماهيت ازدواج» چيست؟ و آيا ماهيت ازدواج موقت همانند ماهيت ازدواج دائم است؟ در كتاب قاموس قرآن چنين آمده است: متعه را از آن جهت متعه گويند که آن مورد انتفاع است تا مدت معلومي، به خلاف نکاح دائمي که مدت معلوم ندارد (قرشي، علي اکبر، قاموس قرآن/ 266). راغب در مفردات، «متعه» را اين گونه بيان کرده است: «متعه النکاح آن است که مرد، زني را به مهريه و مال مشخصي که به او مي دهد، براي مدت مشخص و معلوم به عقد در مي آورد و پس از پايان مدت بدون طلاق از يک ديگر جدا مي شوند» (اصفهاني، راغب، مفردات/ 758). بنابراين، حقيقت نکاح موقت عبارت است از پيمان طرفيني مرد و زن بر ازدواج موقت بر پايه مدت مشخص و مهر معلوم. فقها مي گويند: بايد اين پيمان و عقد با الفاظ واضح مثل: « زوجتک» يا « متعتک» يا « انکحتک» از سوي زن به زبان آورده شود و قبول از طرف مرد نيز با الفاظ روشني صورت پذيرد که بيانگر رضايت اوست، در برابر آن چه زن در عقد و مهر و مدت، مقرر مي دارد (مدرسي، سيد محمد تقي، احکام خانواده و آداب ازدواج، ترجمه حميد رضا آژير/ 266). و در قانون مدني ايران آمده است: «نکاح وقتي منقطع است که براي مدت معيني واقع شده باشد» (قانون مدني ايران، ماده 1075). با خدشه در هر يک از دو رکن، يعني مدت و مهريه معين، ازدواج موقت باطل است. اگر مدت يا زمان ازدواج موقت در هنگام خواندن و اجراي عقد، معين نگردد عقد ازدواج موقت باطل است و احتمال ديگر آن است که ازدواج موقت، به ازدواج دائم تبديل گردد (محقق داماد، سيد مصطفي، حقوق خانواده). نيز اگر مهريه در عقد موقت، تعيين نگردد عقد موقت از اساس باطل است و اين در حالي است که در عقد دائم، اساسا زمان تعيين نمي گردد و در واقع، زمان آن تا پايان عمر يکي از زوجين است؛ چه اين که فوت يکي از زوجين، يکي از اسباب انحلال نکاح است که البته اين ويژگي در نکاح موقت نيز وجود دارد. تعيين مهريه، اگرچه در عقد دائم لازم است ولي از ارکان عقد دائم محسوب نمي شود، پس اگر در عقد دائم، تعيين مهريه فراموش شود و يا حتي عمدا مهريه تعيين نگردد، عقد ازدواج دائم صحيح بوده و زوجين مي توانند پس از اجراي عقد، مهريه را به صورت توافقي تعيين کنند (مهر المسمي) و يا از طريق دادگاه، تعيين مهريه مي شود (مهر المثل). با اين توصيف، آيا مي توان گفت: ازدواج موقت داراي ماهيت قرارداد مالي است؟ آيا ماهيت ازدواج موقت، همانند ماهيت يک معامله و تجارت است که از طريق آن، پول و کالا مبادله مي شود؟ البته ترديدي نيست ـ همان طور که گذشت ـ تعيين مهريه در عقد موقت، از ارکان آن است، ولي اين امر، عقد موقت را به يک قرارداد تجاري يا مالي تبديل نمي کند. بايد اعتراف کرد که تعيين ماهيت، براي ازدواج موقت، دشوار است. آيا در تعيين ماهيت ازدواج موقت بايد به «تعريف» آن توجه کرد و يا بايد به اراده زن و شوهر توجه نمود؟ اگر مبناي اول، مورد توجه باشد، توجه به اين نکته ضروري است که ازدواج موقت در قبل از اسلام نيز وجود داشته است و به عبارت ديگر، ازدواج موقت از احکام امضايي است نه تأسيسي، نهايت آن که قانون گذار الهي، ضوابط و شرايط خاصي را براي آن بيان نموده است. بر اين اساس، ازدواج موقت يک امر عرفي است كه در اين صورت، اين پرسش مطرح است که آيا از نظر عرف، ازدواج موقت داراي ماهيت مالي و قراردادي، همانند قرارداد تجاري است؟ به نظر مي رسد که عرف، ازدواج موقت را قرارداد مالي تلقي نمي کند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثر توافق زوجین بر حضانت فرزندان